|
|
|
|
|
چند روزی بود که از جبهه برگشته بودیم .بعد از کلاس که رفتیم خوابگاه پیام امام را نیز اخبار می خواند و در بین کلماتش این بود که حسینیان زمان اماده باشید صبح که از خواب بلند شدیم دیدیم ساکش بدست ودارد شهمیرزاد میرود چه خبر ؟ کجا؟ میرم خداحافظی کنم برم جبهه.... چند روزی نگذشت که خبر شهادتش راه را نشان می داد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 30 دی1386ساعت 11:48 توسط کیانوش
|
||
|
|
|
|
|
شب هفتم عاشورا بود به شهرام گفتم هیت عاشقان از جلو سپاه راه می افته گفت: تو برو من هیت دارم فکری کردم ودیدم اون دور بر هیتی نیست حتما جایی دیگر میرود بد نیست منم با اون برم گفتم : اجازه میدی باهات بیام گفت: چه اشکالی داره خواستی بیای ساعته ... دو تا در قابلمه هم بیاور ساعت ... با دوتا در قابلمه در خونشون بودم که دیدم اون هم با در قابلمه امد گفتم هیت کجاست؟ خاکی پشت خانه اقا رستم زاده را نشان داد که بچه های کوچک کوچه منتظر سنج زنی ما بودند. چیزی نگذشت که شاهد شهادتش بودیم راهت پر رهرو باد شهید منتظر شهید منتظرقائم بیست سالی بیشتر نداشت امامسئول بازرسی تیپ حضرت معصومه بود.حرف که تو حرف امد فهمیدم پدر و مادرش رفته اند حج ومعلوم بود اون هم میتونست بره گفتم :چرا نرفتی؟ گفت: انان طواف خانه خدا رفته اند و من طواف خدا , آنان دربین سعی و صفا حرکت می کنند و من سعی در صفای معشوقم , انان گوسفند در منی به قربانی برده اند و من خود را به قربانگاه اورده ام اینجا بود که گفتم : یا ابا عبدالله الحسین جانم به قربانت که چه نیکو به قربانگاه رفتی |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 30 دی1386ساعت 11:47 توسط کیانوش
|
|
||
|
|
|
|||||||
عليرضا قزوه ادامه مطلب |
||||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 26 دی1386ساعت 18:30 توسط کیانوش
|
|
||||||||
|
|
|
|
|
"حسين" زيباترين نامى است كه در شناسنامه بشر نوشتهاند. "حسين" تفسير بعثت، ترجمان نبوت و معناى امامت است. سينه "حسين" جلوه گاه نور هدايت نبى؛ و شمشيرش ذوالفقار عدالت على است. اين مرام و منطق حسين است، كه آزادگى را تفسير مىكند. و آن فريادى كه از زبان او، هر دم در گوش زمانه مىپيچد، نداى همه مظلومان تاريخ است. اگر "حسين" نمىبود، در دو راهي هاى دائمى انتخاب انسان - كه در سرنوشت بشر تقدير كردهاند - چه كسى قافلههاى گمشده را هدايت مىكرد؟ از آن روز كه "خون خدا" در اوج بيداد عصر ستم در صحراى گرم و عطشناك نينوا بر زمين ريخته شد، "عاشورا" ديگر "دهم" نيست؛ آغاز و انجام است. زمان نيست؛ بستر زمانه است، فرهنگ است، اصالت است. "عاشورا" تداوم رسالت انسان در پهنه خلقت است. و مدينه فرهنگ و تمدن خدايى عاشورا را شهرى است مقدس به نام "كربلا". و سرتاسر زمين خدا كربلاست. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 22 دی1386ساعت 12:21 توسط کیانوش
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 20 دی1386ساعت 19:38 توسط کیانوش
|
||